مرغ سرکنده| ویکی پدیا فارسی

مرغ سرکنده

در یک وضعیتی مابین سردرگمی و ترس و خشم در نوسانم. به تنها دوستی که اینجا دارم تکست دادم که اگه می‌تونه چند ساعتی بچه‌داری رو بذاره رو استندبای و شام با هم باشیم. یه جایی، مثلا شهر کناری. به قول دوستان "لیدیز نایت". حالم ولی یه جوریه که اگه اون هم نتونه بیاد ممکنه خودم تنها بزنم به جاده. مامانم اگه بود می‌گفت حال مرغ سرکنده. همون.